بنیامینی ها ( سایت تخصصی طرفداران بنیامین بهادری )

بنیامین بهادری
بنیامینی ها ( سایت تخصصی طرفداران  بنیامین بهادری )

فعالیت های بنیامین در سال 92:

3 فروردین 92: کنسرت بنیامین بهادری هامبورگ

9 فروردین 92: کنسرت بنیامین بهادری استکهلم

10 فروردین 92: کنسرت بنیامین بهادری آمستردام

11 فروردین 92: کنسرت بنیامین بهادری کلن

16 فروردین 92: کنسرت بنیامین بهادری در کیش

27فروردین 92:انتشار مصاحبه بنیامین با همشهری ماه

11 اردیبهشت92: اکران خصوصی فیلم رالی ایرانی با حضور بنیامین

27 اردیبهشت 92: کنسرت بنیامین در پنجاه و سومین کنگره ی دندان پزشکان

30 اردیبهشت 92: جدایی بنیامین از شرکت ترانه ی شرقی و مدیر برنامه هایش محسن رجبپور

21خرداد 92: انتشار مصاحبه بنیامین با مجله برترین ها

2تیر 92: انتشار مصاحبه فرید احمدی با مجله برترین ها در مورد انتشار آلبوم بنیامین

18تیر92: انتشار مصاحبه بنیامین با مجله ترانه ماه

12مرداد 92: حضور بنیامین بهادری، فرید احمدی، علی منصوری و جمعی از هنرمندان در جشن گلریزان ویژه آزادی سازی زندانیان مالی و جرائم غیر عمدی در سالن اجتماعات شهید باهنر شهرستان ابهر

18 مرداد 92: کنسرت بنیامین در کیش

30 مرداد92: انتشار مصاحبه بنیامین با روزنامه جام جم

31 مرداد92: کنسرت بنیامین در ساری

1 شهریور92: حضور بنیامین در کنسرت حمید عسکری

5 شهریور 92: انتشار مصاحبه مصاحبه بنیامین با روز نامه جام جم

6 شهریور92: حضور بنیامین مراسم افتتاح استودیوی ضبط صدای موزه موسیقی

23 و 24 شهریور 92: کنسرت بنیامین در شیراز

9و10 و11 مهر 92: کنسرت بنیامین در گرگان

12 مهر 92 : کنسرت رایگان و صدم بنیامین در دریاچه«شهدای خلیج فارس» تهران

19مهر 92: کنسرت بنیامین در تبریز

2آبان 92: کنسرت بنیامین در کیش

2 آذر 92: انتشار ورژن جدید تک آهنگ آشوب

29آذر 92: درگذشت نابهنگام همسر بنیامین

19دی 92: انشار موزیک ویدیو هفته عشق با تکنولوژی دالبی

7بهمن 92: انتشار تک آهنگ یه خونه به یاد همسرش

14 اسفند 92: انشار سومین آلبوم رسمی بنیامین به نام 93

آخرین نظرات
پیوندهای روزانه
پیوندها

مصاحبه بنیامین در مورد کنسرت ساری

يكشنبه, ۳ شهریور ۱۳۹۲، ۰۵:۱۲ ب.ظ
گفت و گو با بنیامین به بهانه ی نخستین اجرای شهرستانی اش؛
بنیامین: اهل گِله نیستم!

موسیقی ما - آرتین ولی الهی: بالاخره طلسم اجراهای شهرستانی بنیامین شکسته شد و او توانست پنج شنبه ی گذشته، نخستین بار در ساری روی استیج برود؛ رخدادی که کمی دور از ذهن به نظر می رسید. بنیامین در این اجرا برای هوادارانش در مازندران سنگ تمام گذاشت و هیجانش را به آنها منتقل کرد تا 31 مرداد 1392، به یک شب خاطره انگیز تبدیل شود. به بهانه ی این اتفاق، دقایقی بعد از کنسرت ساری با بنیامین هم کلام شدیم و درباره ی کنسرت ها و برنامه های آینده اش گپ زدیم:


 
 
* تو پیش از این تنها در تهران و کیش روی استیج رفته بودی و این نخستین اجرای شهرستانی تو بود...
 
البته یک بار، سال گذشته، در بندرعباس اجرا کرده بودیم که آن برنامه، سلام ما به ناصر بود و در حال و هوای خاصی بود که کنسرت شهرستانی محسوب نمی شد.
 
* بسیار خوب؛ می خواهم از حس و حالت برایمان بگویی.

 
امشب تجربه ی خیلی خوبی بود. ما هشت سال منتظر این بودیم که بتوانیم آهنگهایمان را در شهرهای ایران اجرا کنیم و چی از این بهتر که در شهرهای فارسی زبان که جمعیت زیادی دارند و تا به حال از اجرا در آنها محروم بودیم، کنسرت داشته باشیم؟! نزدیک به سی کنسرت در تهران برگزار کردیم که از یک سال بعد از آلبوم 88 آغاز شد. حدود سی اجرا هم در کیش داشتیم. تشنه ی این بودیم که جایی غیر از تهران و کیش کنسرت برگزار کنیم. خدا را شکر که این اتفاق افتاد و امیدوارم این دومینو به حرکت خود ادامه دهد.
 
* انرژی مردم چطور بود؟
 
عالی... معرکه بود.
 
* فکرش را می کردی با چنین انرژی مواجه شوی؟

 
تا حدودی پیش بینی می کردم. اما اینقدر نه! همیشه ما مقداری غافلگیر می شویم و این بار هم همین طور بود.
 
* درست بعد از قطع همکاری ات با محسن رجب پور و حدوداً هشت سال پس از انتشار اولین آلبوم، طلسم اجراهای شهرستانی بنیامین شکسته شد و این اتفاق مهمی است. آیا این مسئله به محسن رجب پور هم مربوط می شود؟
 
حتماً مربوط می شود. بالاخره ایشان سال ها تنها برنامه ریزِ گروه ما بوده و ما در مورد برنامه هایمان با شخص دیگری لابی نمی کردیم و قطعاً به ایشان ربط دارد.
 
* شکی نیست که محسن رجب پور این توانایی را داشته، اما چرا چنین اتفاقی رخ نداده است؟
 
اساساً برای برنامه گذارها و تهیه کننده ها، برنامه های سطح A مهم است... من دلم می خواست این اتفاق بیفتد. در حال حاضر به آینده فکر می کنم. اگر بخواهیم گذشته را آنالیز کنیم، حرفهای زیادی پیش می آید. چندان اهل گِله کردن و ابراز ناراحتی نیستم و نمی خواهم گذشته را با حسرت تحلیل کنم؛ چون فکر می کنم این کار، ضعف می آورد. بهتر است به آینده و اینکه از الان به بعد چه اتفاقی می افتد فکر کنیم. به هر حال ایشان هر کاری که توانسته، کرده است. اگر در شهرستانها نتوانست کاری کند، در عوض ما چند تا از بهترین تورهای دور دنیا را تجربه کردیم که خواننده های داخل ایران، خیلی کم به چنین تجربه ای دست یافتند؛ مثل اولین تور امریکا و کانادا که خیلی مهم بود. محسن رجب پور در برنامه های خارج از ایران، نقش خیلی مهمی داشت. بهتر است به جای اینکه آن ضعف را بزرگ جلوه دهیم، درباره ی خاصیت و قوت او حرف بزنیم. حالا دیگر تهیه کننده ها و برنامه ریزهای دیگر انگیزه اش را پیدا کرده اند و امیدوارم تورِ ایران ما به خوبی پیش برود.
 
* در ادامه ی تور کنسرتها، در چه شهرهایی روی استیج خواهید رفت؟

 
رشت، بندرعباس، شیراز، کرمان، آبادان، ارومیه، یکی دیگر از شهرهای مازندران و شاید هم کرمانشاه، اراک و همدان، شهرهایی هستند که در برنامه داریم. حدود نیمی از این ها را برای پیش از محرم و صفر مدنظر داریم و بقیه شهرها را پس از انتشار آلبوم سوم، در تور بزرگمان می گنجانیم. البته اینهایی که گفتم بر اساس حدس و گمان و برنامه ریزی های اولیه است و هنوز چیزی قطعی نشده است.
 
* نکته ای که اجرایت را متفاوت می کند و جالب توجه است، حس و حال خاص تو در اجرا و بهره گیری از حرکات صورت و دست و به طور کلی Body Language است. طوری که ذهن مخاطب علاوه بر اینکه درگیر موسیقیِ تو می شود، به نوعی درگیر خودت هم می شود. این مسئله آگاهانه اتفاق می افتد و تو برنامه ریزی خاصی برای آن داری یا ناخودآگاه است؟
 

اینها تمرین شده نیست و برایش از قبل نقشه ای نداریم. آکادمیک هم نیست، یعنی کسی این ها را به من یاد نداده است. مهمترین نکته، این است که من همیشه موفقیت یک اجرای زنده مثل اجرای خودمان را، از ابتدا و از پایه ای که گذاشتیم و نقطه ی شروع، یعنی شعر، می بینم. همه ی عناصر واقعی است. از ابتدا (از شعر)، همه چیز واقعی است و هر چیز مصنوعی را دور می کنیم و خود به خود نتیجه این می شود.
 
گاهی به کنسرتی می روی و می بینی که مثلاً در آن دو آهنگ عاشقانه می خوانند، بعد یک آهنگ ضد عشق، دوباره یک آهنگ خیلی عاشقانه، بعد یک فانتزی و... یعنی فضا یکدست نیست و معلوم نیست که آن خواننده با چند نفر حرف می زند... معشوق از یک جایگاه واحد خارج می شود. وقتی انسجام فکری ات را از دست بدهی، نیاز به نقشه کشیدن داری. اما کاری که ما داریم انجام می دهیم اینطور نیست. خوشبختانه از روز اول که اجرا کردم تا به حال می بینم وقتی بیست یا سی آهنگ را کنار هم در یک کنسرت اجرا می کنم، ضمن اینکه فضا یکنواخت نمی شود، کاملاً یکدست است. نوع عشق و جایگاهش معلوم است و متزلزل نیست. انگار فقط دوربین را بر می داری و از زوایای مختلف به آن نگاه می کنی. وقتی پایه ی متن این است، ما روی موزیک ها هم دقت می کنیم و چیزی بدون فکر منتشر نمی شود. همه ی اینها می گذرد و به اجرای زنده می رسیم که مردم با خاطراتی که از متن و موسیقی قطعات دارند، به سالن می آیند. آنجا دیگر اجرا کارِ خیلی راحتی است. من هیچ انرژیِ اضافه ای جز آنچه بدن به صورت طبیعی مصرف می کند، نمی گذارم و حتی انرژی می گیرم.
 
* پس این حس و حرکاتت از پیش تعیین شده نیست؟

 
نه، برنامه ریزی شده نیست، نقشه ای هم نیست. ناخودآگاه است.
 
* کنسرت امشب از «خاطره ها» جان گرفت و خودت هم پیش از اجرای آن به شوخی گفتی که کنسرت از الان شروع می شود! چرا این قطعه را در ابتدای رپرتوار قرار نمی دهی تا از همان آغاز، انرژی سالن را بالا ببری؟
 
تا قبل از آن هم انرژی سالن خیلی خوب بود. من وقتی آن حرف را می زنم، مردم تعجب می کنند و این سوال پیش می آید که دیگر قرار است چه اتفاقی بیفتد!
 
* درست است. اما اوج هیجان کنسرت از آنجا شکل می گیرد.
 

این خوب است دیگر. وقتی می خواهی یک فضای «داغ» برای مخاطب ایجاد کنی، اول باید آن را «گرم» کنی؛ اگر یکباره فضا را داغ کنی، همه چیز می سوزد. این اتفاق باید مرحله به مرحله بیفتد. چون بیش از بیست آهنگ است که در چند مرحله اجرا می شوند. وقتی بعد از شش-هفت آهنگ من می گویم تازه کنسرت قرار است شروع شود، اساساً من دارم شوخی می کنم؛ هم با خودم و هم با بقیه. فقط سَکویی ایجاد می کنم که دوباره یک پرش انجام دهیم. بالاخره ما تصمیم گرفتیم که «خاطره ها» را در آن قسمت از رپرتوار بگنجانیم. ممکن است روزی هم کنسرت را با آن شروع کنیم...
 
* می خواهی همیشه در کنسرتهایت همه ی این آهنگ ها را اجرا کنی؟
 
البته ما تمام آهنگ هایمان را اجرا نکردیم. بیست و چهار قطعه خواندیم. در کنسرت آبان پارسال، تقریباً همه قطعات را اجرا کردیم که سی و نُه قطعه بود.
 
* گروهی که در کنسرتهای با آن روی استیج می روی، گروه خلوتی است. نمی خواهی تغییری در آن ایجاد کنی؟
 
این استاندارد موسیقی پاپ است. بدون اینکه بخواهم مقایسه کنم و فقط برای اینکه مثالی آورده باشم این را می گویم؛ در کنسرت آخر مایکل جکسون که اجرا نشد، گروهش شامل پنج نفر بود و با یک نوازنده که گاهی اضافه می شود، شش نفر می شدند. استاندارد موسیقی پاپ همین است. گیتار، درام، پرکاشن، بیس، کیبورد... اگر درست باشند، به نظرم این موسیقی پاپ را می تواند اداره کند.
 
حال گاهی در تهران یا در اجرای خاصی، ترکیباتی استفاده می کنی و لازم است نوازنده های بیشتری باشند. ولی برای مسافرتها و تور و خارج از ایران، این گروهِ جمع و جور، هم کنترلش راحت تر است و هم هماهنگ شدنشان خیلی بهتر صورت می گیرد. این جمع و جور بودن باعث می شود ما برنامه هایمان را خیلی بهتر پیش ببریم. فکر می کنم این تعداد برای موسیقی پاپ کافی است و با همین پنج-شش نفر می توان استاندارد را رعایت کرد.
 
* نمی خواهید دستی به سر و روی تنظیم ها بکشید و تنوعی ایجاد کنید؟

 
ما همیشه این کار را می کنیم و هفته به هفته دستی به همه چیز می کشیم. شاید تغییراتش را خودمان و کسانی که همه ی برنامه هایمان را دنبال می کنند بهتر متوجه شویم و آدمی که سالی یک بار به کنسرت می آید، ممکن است یادش رفته باشد و تغییرات را حس نکند. همین امشب چند تا تنظیم تغییر کرده بود و مدل اجرا با قبل فرق داشت.
 
اما اینکه ساختار به صورت کلی تغییر کند را برای بعد از انتشار آلبوم سوم گذاشته ایم. چون موزیک هایی اضافه می شود که لازم است کل ارکستر تغییر کند. داریم از الان برنامه هایش را می چینیم و تمرین هایمان را انجام می دهیم تا ارکستر را تغییر دهیم. چون یکی دو روزه نمی توان این کار را کرد و ماه ها تمرین لازم است. بعد از انتشار آلبوم سوم این اتفاق خواهد افتاد.
 
* قصد نداری به جای استفاده از سیکوئنس ها، بیشتر از ساز زنده استفاده کنی؟
 
داریم همین کار را می کنیم. در تمام دنیا Live Sequence بین حرفه ای ها کاملاً جا افتاده و در بهترین کنسرت های دنیا استفاده می شود. این خاصیت موسیقی الکترونیک است. چون موسیقی ات را با آن تعریف در اختیار مردم قرار دادی، وقتی به سالن می آیند می خواهند چیزی نزدیک به آن را بشنوند. بارها اتفاق افتاده که به دلایل فنی، سیکوئنس ها از کار افتاده و ما تا پایان اجرا Live زده ایم. هم در ایران و هم در خارج از ایران این اتفاق افتاد. اما بخش زنده مان اینقدر قوی بود که هیچ کسی حتی مدیران برنامه چیزی از این اتفاق نفهمیدند. زیاد متکی به این نیستیم، اما گاهی آن صداها جذابیت هایی ایجاد می کند که در اجرای Live، جمع کردن و تولید کردنش خیلی سخت است. این استانداردی است که ما از ابتدا با آن شروع کردیم و ادامه می دهیم.
 
* آلبوم سوم در چه شرایطی قرار دارد؟
 
در مرحله ی ضبط نهایی و میکس مسترینگ است.
 
* چه زمانی منتشر خواهد شد؟
 
فکر می کنم در هفته های آینده بهتر بتوان این زمان را تعیین زد و الان کمی زود است. وقتی کارها جمع و جور شود و روال اداری اش به جریان بیفتد، بهتر می توان تخمین زد.
 
* به امسال می رسد یا نه؟
 
صد در صد. اگر اتفاق خاصی نیفتد، خیلی زودتر از آخر سال منتشر می شود.
 
* در آلبوم های «85» و «88»، یک تصویر عاشقانه از آثار بنیامین در ذهن مخاطبین شکل گرفت. آیا در آلبوم سوم قرار است این فضا تغییر کند یا همان حال و هوای قبلی را دنبال خواهی کرد؟
 
به هر حال فضا منسجم است. آثار ما یک ماده ی اولیه داشته که «عشق» است و همه چیز حول محور آن است، تغییر ماهیت نمی دهد ولی همیشه در قالب ها و فرم های جدید، با اتفاقات و ایده های نو عرضه می شود؛ بالاخره چند سال از «85» و «88» گذشته و گذر این سال ها با خودش تجربه ها، تکنیک ها و قصه های جدید به همراه داشته است.
 
* اینکه نام «نیما وارسته» و «علی منصوری»، مشترکاٌ در بخش تنظیم مطرح می شود، به چه معناست؟
 
تنظیم ها توسط نیما صورت گرفته و او در این زمینه تصمیم گیری می کند. همان طور که نیما در تنظیم قطعات برای ارکستر به علی کمک می کند، علی هم در تنظیم های آلبوم این کار را برای نیما انجام می دهد؛ مثل کاری که من و «فرید احمدی» در مورد ترانه و ملودی با هم انجام می دهیم و به هم کمک می کنیم. گاهی من ایده هایی برای ترانه می دهم و یا کلمات و عباراتی به ذهنم می رسد و همین طور گاهی فرید ملودی می سازد. ولی برای کم شدن حاشیه های کار، این تقسیمِ عنوان بین ما صورت گرفته است که «فرید احمدی» شاعر است، من آهنگ ها را می سازم، «نیما وارسته» تنظیم می کند و «علی منصوری» رهبر ارکستر است.


پس از هشت سال انتظار، ایرانگردی «بنیامین» با اجرا در «ساری» آغاز شد؛
بویِ بارون، بوی تو!

 

موسیقی ما - آرتین ولی الهی: دوستداران موسیقی پاپ در مازندران، پنج شنبه ی گذشته شب متفاوتی را پشت سر گذاشتند. برگزاری کنسرت بنیامین در ساری، کمی دور از ذهن به نظر می رسید اما «مجید طوسی» مدیر موسسه فرهنگی هنری «سُل فا» که از تهیه کنندگان خوشنام کشور است، توانست حدود هشت سال پس از انتشار آلبوم «85»، بنیامین را در جایی به جز تهران و کیش، روی استیج بفرستد. بنیامین در یک شب بارانی در سالن سینما سپهر ساری به اجرای برنامه پرداخت.
 
 
کنسرت در دو سانس (18 و 21) برگزار شد و در هر سانس، 1000 نفر از ساری و شهرهای دیگر مازندارن به محل برگزاری کنسرت آمدند.
 
با اجرای اولین قطعه توسط گروه، بنیامین از پشت استیج وارد شد و همزمان با خواندن قطعه ی «هفته ی عشق»، از لابه لای نوازندگان گذشت، به جلوی سن آمد و حضار با دیدن او شروع به تشویق کردند.
 
بنیامین که در هر دو سانس برنامه از ابتدا انرژی خوبی از مردم دریافت کرد، گفت: «به جای اینکه زیاد حرف بزنیم، آهنگهای زیادی اجرا می کنیم...» و اینگونه، بیست و چند قطعه را خواند تا هوادارانش، بخش عمده ای از قطعاتی که از او منتشر شده بود را در کنسرت بشنوند. او با ابراز خوشحالی از حضور در ساری اظهار کرد: «بعد از هفت-هشت سال، می تونیم آهنگهایی که ساختیم و همه باهاشون خاطره داریم رو در تورِ دور ایران اجرا کنیم. خوشحالم که اولین بار این اتفاق در «ساری» میفته، چون من اصالتم مازندرانیه...» گفتن این جمله کافی بود تا هواداران بنیامین، همه ی علاقه شان به او و آثارش را با حس ناسیونالیستی ویژه ی مازندرانی ها ترکیب کنند و با تمام وجود به تشویقش بپردازند.
 
بنیامین «می دونم (شناسنامه)» و «لیلی در پاییز» را خواند و پیش از اجرای یکی از محبوب ترین و جنجالی ترین آثارش گفت: «چند سال پیش که این آهنگ منتشر شد، همه می گفتن هیچ خواننده ای نمی تونه اینو بخونه و همش کارِ کامپیوتره. من مطمئنم که شما بهتر از من می تونین این آهنگو بخونین. پس بیاین با هم بخونیم تا ثابت کنیم اون حرفا درست نبوده...» و سپس «لکنت» را با همخوانی حضار اجرا کرد و پس از آن «کجای دنیای» از آلبوم 88 و «عاشق شدم» از آلبوم 85 را خواند.
 
در حالی که با اجرای چند قطعه ی ریتمیک، حضار هیجان بالایی داشتند، بنیامین گفت: «تازه می خوایم کنسرتو شروع کنیم» و محبوب ترین قطعه اش، یعنی «خاطره ها» را همراه با مردم خواند.
 
 
هنگام اجرای قطعه ی «پرسه»، بنیامین شمع قرمز رنگی در دست گرفت و از همه خواست تا با نور موبایلهایشان وی را همراهی کنند. او بیت اول این قطعه ی کوتاه را چند بار خواند تا همه آن را حفظ شوند و یکصدا با هم بخوانند:
 
می دونم یه وقتایی دلت برام تنگ میشه
تو خیابونو نگاه می کنی از پشت شیشه
اونکه از پشت درختا میگذره، شاید منم
که دارم تنهایی با یاد تو پرسه می زنم
 
اجرای این قطعه، فضای حسیِ خاصی را بر سالن حاکم کرد.
 
«یه عاشق»، «آی تو»، «آدم آهنی»، «صدای قلب تو»، «اینم بمونه»، «عاشقی با تو» و «تنگ غروب»، دیگر قطعاتی بودند که بنیامین و گروهش در این کنسرت اجرا کردند.
 
اجرای قطعه ی «بوی عیدی» زنده یاد فرهاد و به دنبال آن، «بوی عیدی» بنیامین، با استقبال بسیار زیادی همراه بود.
 
بر خلاف روال معمول کنسرتها که سانس اولی ها هیجان کمتری دارند، انرژی مردم در سانس اول این برنامه آنقدر خوب بود که بنیامین گفت: «این اولین سانس اولیه اینقدر پر انرژیه و فرقی با سانس دوم نداره...» او از حضار تشکر کرد و با اعلام خرسندی از اینکه در ساری روی استیج رفته، از «مجید طوسی» و شرکت «سُل فا» به خاطر رقم زدن این اتفاق سپاسگزاری کرد. او در اقدامی جالب، اسپانسرهای برنامه را هم معرفی کرد تا سایرین برای حمایت از اینگونه برنامه ها تشویق شوند.
 
بنیامین با ابراز خرسندی از برگزاری کنسرتش در کمال نظم و آرامش، گفت: «باور کنید در تهران هم نمیشه اینجوری کنسرت برگزار کرد، اینقدر با انرژی و در عین حال ریلکس... ازتون ممنونم و امیدوارم دوباره اینجا ببینمتون...».
 
او در پایان کنسرت بار دیگر «هفته ی عشق» و «خاطره ها» را اجرا کرد. پیش از اجرای مجدد «هفته ی عشق»، گفت: «این قطعه رو همین جاها ساخته ایم و به همین خاطر، حال و هوای شمالی داره...».
 
بنیامین همیشه در کنسرتهایش، از زبانِ بدن (Body Language) برای انتقال احساساتش به مخاطبین استفاده می کند؛ نکته ای که در این کنسرت نیز به وضوح دیده می شد و او در هر قطعه ای متناسب با حال و هوای آن، با حرکاتش مخاطب را جذب می کرد.
 
علی منصوری (رهبر ارکستر  و نوازنده کیبورد)، نیما وارسته (کیبورد و ویولن)، علیرضا میرآقا (پرکاشن و ترومپت)، آلن بارسخیان (گیتار الکتریک) و استیو آوانسیان (درامز)، نوازندگان گروه بنیامین در این کنسرت بودند و «علیرضا کبریایی» صدابرداری را بر عهده داشت.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۲/۰۶/۰۳

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی